!!!دونه هاي گرم برف

وقتي دونه هاي برفي، گرم بشن! من و تو ديگه نبايد دل سرد بشيم

Tuesday, January 16, 2007

نامه سرگشاده 2

نامه سرگشاده 2
اينقدر اوضاع افتضاح شده كه نمي دونم از چي برات بگم، از اون عروسكه كه هر روز مي بينم و صورتمو برمي گردونم يا از اينكه يه مترسكو مي كشم و اينقدر تو چشماش نگاه ميكنم تا عاشقش بشم
عمرا اگر بفهمي كه چه چيزهايي توي سرم مي چرخه و يهو مغزم و مثله يه دار خفه مي كنه
جدي باش، ديگه خنده هام تموم شد، اگر بخندم از ته دل نيست، قدرت داشته باش ، دارم آماده باش مي دم. من ديگه اون نيستم، اون ديگه رفت و رفت... و به شهر آرزوهاشم نرسيد و مطمئن باش تقاصشو پس داد
نفسم دروغ مي گه، حرفهام يك حرفه وشكلم يه خنده كه بعضي اوقات تلخه، پوزخند بزن كه داستان ما تو قصه هم نبود

***********************************************

خواب


دقيقا چهار سال پيش، خيلي رويا ها داشتم، اينقدر توي روياهام غرق شدم تا خوابم برد، و اينقدر خوابيدم تا كاملا خودمو فراموش كردم

***********************************************

برنگرد


يه حرفه نو، يه بوي تازه، يه حسرت به جا مونده،
به فاصله يك نفس تفاوت بود

***********************************************