!!!دونه هاي گرم برف

وقتي دونه هاي برفي، گرم بشن! من و تو ديگه نبايد دل سرد بشيم

Tuesday, January 31, 2006

امروز یه روز خیلی بد

....چند روزه دل دیوونه می گیره همش بهونه
....گریه کن گریه قشنگه،گریه سهم دل تنگه
با تو حرفی دارم خسته ام ،......جز تو ای دور از من از همه بیزارم
دیدنت هنوز یه رویاس فاصله بیشتر از این هاست
باز دلم غم داره باز تورو کم داره ،کی پشیمون می شی کی مهربون می شی؟
ای پرنده مهاجر ..... ،فاصله قد یه دنیاس بین دنیای تو و من
بیا با هم آشنا شیم حیفه باز از هم جدا شیم
دیگه از بگو مگو خسته شدم،من از اون قلب دورو خسته شدم
نگو که رفتن تو سهم منه دل من طاقت نداره می شکنه
برو ولی هرجا باشی هرجای این دنیا باشی یه روزی پیدات می کنم نگاه تو چشمات می کنم

***********************************************

Saturday, January 14, 2006

بی قرار

تو تنها، فقط با من
من بی قرار، سرگردان تو
تو، كلامي از تمام زندگي من
من،كسي در افكار تو
...آن كس ،همان عاشق هميشگي تو

***********************************************

بمان به تمام لحظاتم

با من هستی؟
با من بمان...بمان ،بمان
بمان در خیالم در اوج افکارم
بمان در آخرین کلماتم
بمان در سکوت تنها ترین شبم
بمان ... بمان،بمان
بمان به وسعت دنیایم که از تو دارم
بمان به شور اشکهایم
بمان به تمام لحظاتم
بمان ...بمان ، بمان
باید بمانی ،میمانی...خواهی ماند
در افکارم و خیال عاشقم

***********************************************

Thursday, January 12, 2006

التماس

فقط اومدم اينو بگم ،ميخوام کاري کنم برام اهميت نداشته باشي
دیگه نميخوام برات بنويسم، فقط اومدم بگم میخوام از زندگیت برم بیرون
تو ام برام ننويس، فقط اومدم بگم دیگه خسته شدم
اصلا ننويس ،ننویس که دلم پره
راستي اگه برام نوشتي بدون امکان نداره بخونم
و اگه خوندم بدون کار احمقانه اي کردم
فقط همينو ميخواستم بگم ،منم یه رهگذرم که از کنارت به راحتی میگذرم
نوشتي؟
آره، من گفتم ننويس
ممنونم که نمي نويسي
فقط همينو ميخواستم بگم ،منم دیگه میرم برای همیشه
ننوشتي؟
کار خوبی کردی چون ،شايد ميخوندم ولي اگه ميخوندم کاره احمقانه اي کرده بودم....

***********************************************

بلایی که سرم اومد

با کاتر روشو تراشيد
چند قطره آب نمک روش ريختم
يه مرگ موش بهش دادم،يهو از کار افتاد
بايد اين اتفاق مي افتاد وگرنه احساس سوزش ميکرد
اين قلبم بود که اين بلا سرش اومد

***********************************************

روزهای شوم

برگشتیم به همون روزهایی که اسمش رو گذاشتیم شوم
این روزهای شوم را با تمام وجودم می پرستم
منو تو منتظریم
منتظر سپری شدن روزهای شومی که در پیش داریم
به گفته فروغ هوا سرد است اما گرم می شود ...گرم گرم
مثل همین روزهایی که من و تو با گرمی سپری می کنیم

***********************************************

Tuesday, January 10, 2006

باز با تو تنها هستم

باز با تو تنها هستم
با تو به روزهاي تلخ برگشتم
به روزهاي سياه با تو نبودن
با تو خاطراتم را مرور مي کنم
با تو دفتر خاطراتم را مي سوزانم
با تو، ولي با ياد تو
بي تو بودم
بي تو به تو فکر ميکنم
پس با تو هستم و خواهم ماند
با من باش و با ياد من به من فکر کن

***********************************************

پازل زندگی


زندگي مثل پازل ميمونه
اگه هواستو بهش جمع نکني قطعه هاش گم ميشه ، اونوقت هيچ قطعه ديگه اي جاي اونو نميگيره ،اين قطعه ها فرصت هاي زندگي توء
بايد قسمت به قسمت قطعه هاشو کنار هم بذاري،زندگي پازل بيست تيکه نيست که راحت تمومش کني و از شرش خلاص بشي ،شايد هزار تيکه باشه
بعضي اوقات ازشم خسته ميشي و ميخواي بندازيش دور ،آخه ديگه گيج شدي
زندگي بعضي ها هميشه قطعه هاش گمشدس ،ولي بعضي ها هميشه قطعه هاشون کامله،يک سري هم هستن که قسمتهاي بزرگتر پازل رو ساختن و ما فکر ميکنيم ديگه پازلشون کامل شده ولي وقتي ميخواي همه قسمت هاشو بررسي کني ميبيني که جاهاي خاليشون ريزه کاري هاست که به چشم نمياد ،در هر صورت هممون قطعه گم شده داريم ولي ميشه کاملش کرد.....فقط يه کمي سخته

***********************************************