!!!دونه هاي گرم برف

وقتي دونه هاي برفي، گرم بشن! من و تو ديگه نبايد دل سرد بشيم

Thursday, November 17, 2005

روزهای اول دانشگاه


رفتم بانک و برای کارتم اقدام کردم و کارت قبلیم باطل شد

ولی خب بد تر از اون این بود که فرداش وقتی اومدم خونه بهم گفتن کارتم پیدا شده من هم از حرسم اونو پاره کردم روزها همینطور میگذره چه من بخوام چه نخوام ،روزهای ترم اول دانشگاه هم میگذره و من هنوز تو جو خانوم معلم و نمره مثبت و منفی و زنگ تفریح و اینها هستم
بیستم آبان ،استاد ادبیات برای اولین بار اومد سر کلاس چقدر خورد تو ذوقم خیلی بی حال و کسل درس میداد و خودش هم همینطور کسل بود فقط به درد طراحی می خورد، منم شروع کردم به طراحی کردن ،نمیدونم شبیه شد یا نه؟ولی کاراکترش همون شد، در هر صورت طراحیم رو این کنار میزارم

سر کلاس فیزیک هم روز اول یک چیزهایی می فهمیدم ولی بعد ترجیح دادم چیزی نفهمم چون وقتي به آقای استاد گفتم نمیفهمم و چند بار برام توضیح داد ديگه نتونستم بگم اينايي كه گفتي يعني چي؟
همه کسایی که تو دانشگاه هستن ،ما ترم اولی هارو یک جور دیگه می بینن ، همون طوری که ما سال اولی هارو يك جور ديگه ميديديم

درسهای عمومی واقعا کسل کنندس ولی از کلاس های اختصاصی خیلی خوشم میاد،واقعا اینم بگم که مدرسه بیشتر از دانشگاه خوش میگذشت ،دلم می خواد یک بار دیگه برم سر کلاس سال سوم بشینم

1 Comments:

At 10:47 AM, Anonymous امین said...

سال اول همیشه همین طوره، ولی یواش یواش عادت می‌کنی به دانشگاه و وقتی ترم آخر تموم می‌شه می‌فهمی چقدر دل‌بسته‌ی دانشگاه شدی!

 

Post a Comment

Links to this post:

Create a Link

<< برگشت

***********************************************