!!!دونه هاي گرم برف

وقتي دونه هاي برفي، گرم بشن! من و تو ديگه نبايد دل سرد بشيم

Friday, October 21, 2005

دیگه نمیتونم خوب بنویسم

باز با این حالم نمیتونم خوب بنویسم
دلم یه جایی میخواست از افکارم دور بشم
رفتم شهرکتاب ،خرید کردم
اونم چه کتابایی، 101 راه به سوی خوشحالی،روانشناسی دوست داشتن ،اگر های روح،با یه کاست فروغ فرخ زاد کاست رو کامل گوش نکردم ولی یه قسمتی از نوار اینو میگه :(من سردم است ،و انگار هیچ وقت گرم نخواهم شد) واقعا راست میگه ،فعلا از همین جمله خوشم اومده
پاک قاطی کردم
یعنی من خوب میشم؟ یعنی میدونم که اگرم خوب بشم دیر خوب میشم ولی
منظورم اینه که واقعا میشه بهم امیدی داشت؟
فردا چه جوری شب میشه؟
صبح چجوری باید بلند بشم؟

از دوستان عزیزی که دارن اینو میخونن خواهش میکنم دعا بفرمایید
فعلا خداحافظ

4 Comments:

At 11:24 PM, Anonymous dozdaki said...

نوشتن مهمتر از خوب نوشتنه

 
At 10:31 PM, Anonymous dozdaki said...

من کی باشم که بخوام با داریوش لجبازی کنم؟؟

 
At 10:33 PM, Anonymous dozdaki said...

راستی اسمت چقدر آشناس. فکر کنم تو لیست دوستای اورکاتم هستی. فعلا صداشو در نیار ;)

 
At 12:57 AM, Anonymous مهدی یساولی said...

سلام، فکر می کنم همیشه امیدی و راهی برای بودن و برخواستن هست. حتی آنجا که انسان تمام امیدش را از کف داده است.این کتاب را بخوان، پنجره های تازه ای را به روی انسان باز می کند، شاید یکی از آن پنجره ها از آن تو باشد. اگر نتوانستی کتاب را بیابی شاید بتوانم آن را از جایی برایت پیدا کنم: لبه تیغ اثر ویلیام سامرست موام نویسنده شهیر انگلیسی. تا بهد خدا نگهدار

 

Post a Comment

Links to this post:

Create a Link

<< برگشت

***********************************************