!!!دونه هاي گرم برف

وقتي دونه هاي برفي، گرم بشن! من و تو ديگه نبايد دل سرد بشيم

Wednesday, July 13, 2005

گرگان


22/4/1384
سلام
من چند روزيه كه به اتفاق آقاي پدربه عنوان ماموريت كاري اومدم گرگان، كه كمي از كارهاي بابام سر در بيارم... ،به نظر كه جاي بدي نمياد...يه شهر كوچيكه ...جاهاي جالبي روهم ديدم ....بندر تركمن هم رفتيم،مردم اينجا هيچ تفريحي ندارن...فقط ميتونن پياده روي كنن ...حالا ميشه فهميد چرا همه ميان تهران...!!!آقاي پدر يك سري برنامه براي اينجا دارن اميدوارم اوضاع اونجا هم كمي بهتر بشه! لباس پوشيدن دخترا از همه جالب تره روسري هاشون از همين روسري هاي تركمن كه جديدا توي تهران ميپوشن با يك پيراهن بلند...اكثرا هم سني هستن...و با پوستر هايي كه زدن ميشه فهميد ،دوران انتخابات همه طرفدار دكتر معين بودن
الان دارم از نت بوك پدر مينويسم...خيلي كار با هاش سخته... دائما هم ميفرمايند: برنامه هاي من رو به هم نريز
اين چند روز سفر،روزاي خوبيه...ولي خب يكمي هم سخته ...هيچي مثل تهران برام خوشايند نيست ولي چيزاي ديگه اي هم باعث شده اين چند روز بيشتر بهم خوش بگذره
يه چيزي كه برام از همه جالب تره اينه كه يك تلفن مجاني پيدا كردم ...با آرامش تلفن صحبت ميكنم و ميام اينترنت!!ديگه نگران پول تلفن آخر ماه نيستم!البته باز بيام تهران نگران ميشم
منظره جالبي هم جلوي خونه هست كه حسابي منو بابام سرگرم شديم...يه بيابونه كه شهر موش هاست ...انواع و اقسام موش ها توش يافت ميشه...كوچك، بزرگ، مامان ،بابا
راستي ....براي اولين بار كنار بابام رانندگي كردم ،بابام گفت هنوز راننده نشدي، ولي براي كسي كه تازه گواهينامه گرفته خوبه
....فهميدم كه ديگه از ماشين خبري نيست تا واقعا راننده بشم
.....خب من ديگه برم...فعلا خداحافظ

0 Comments:

Post a Comment

Links to this post:

Create a Link

<< برگشت

***********************************************