!!!دونه هاي گرم برف

وقتي دونه هاي برفي، گرم بشن! من و تو ديگه نبايد دل سرد بشيم

Wednesday, July 06, 2005

گواهینامه




دو شنبه 13/4
روز خوبی بود… گواهینامم اومد… 9صبح اومد دم در خونه وگفت بیا منو بگیر ...گفتم بهتر از تو خیلی ها هستن. …..، خیلی منتظر بودم ...که بتونم رانندگی کنم...3 ساعتی که گذشت طاقت نیووردم به مامانم اصرار کردم بریم بیرون رانندگی کنم ...مامانم قبلا که ماشین بهم نمیداد ، از این میترسید یکی رو بکشم قتل عمد بشه، برم زندان یا قصاصم کنن، اقلا نمیگفت به درخت میزنی...به چیزای اساسی فکر میکرد،بالاخره راضی شد...( آروم برو...وایسا...آدممممه....راهنمااا بزن...چالسسس) کلی هول کردم و حرص خوردم ...ولی خوب بهش حق دادم چون موقع رانندگی هواسم خیلی پرته و اینور اونورو نگاه میکنم ..از خروجی اتوبان ها که میرم تو لاین پر سرعت ،از سربالایی هایی که سر پیچه ..خیلی میترسم. فرداش هم یه خورده رانندگی کردم (شهرک نفت و شهرک محلاتی..) سه بار خاموش کردم، کلی بوق زدن ... اینایی که پشت سر آدم بوق میزنن از اول راننده بودن؟؟ خب راننده عزیز بووق نزن که من هول نشم....بله با شمام که داری وب لاگ رو میخونی
البته به لطف خدا و کمک مامانم وهمکاری شماحتما رانندگیم بهتر میشه....
فعلا خدا حافظ ...
15/4/1383

2 Comments:

At 1:15 AM, Anonymous Anonymous said...

سلام نفیسه جان خیلی خوشحال شدم وبلاگ به این زیباییت را دیدم .
آفرین به خاطر دریافت گواهینامه رانندگی یک شام در پایاب مهمان شما هستیم.
مطالبت خیلی روان و خیلی پر محتواست بیشتر بنویس .
من هم وبلاگی دارم در 360
خوشحال میشم ببینی
شعرهایم در آنجا کمابیش می گذارم و در مجله همشهری هم چاپ شده است.
خوشحال میشم نظرتو در مورد شعرام بدونم

 
At 1:17 AM, Anonymous Anonymous said...

سلام
تولد وبلاگ زیبای شما مبارکباد
بهروز-کیش

 

Post a Comment

Links to this post:

Create a Link

<< برگشت

***********************************************